حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 161

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

اشك 17 - وانان بعد از ارد دوم مغستان ( مجلس امرا و مغ‌ها ) از امپراطور روم خواست كه از پسرهاى فرهاد كسى را روانه كند تا به تخت بنشيند و او وانان را فرستاد ( روميها اسم او را ونونس نوشته‌اند ) وانان چون باخلاق رومى عادت كرده بود نتوانست سلطنت كند و بجاى او اردوان به تخت نشست ( تقريبا 16 م . ) اشك 18 - اردوان سوّم اردوان سوم كه نسبش از طرف مادر به اشكانيان ميرسيد و پادشاه آذربايجان و دست‌نشانده شاهنشاه ايران بود تخت را از وانان گرفت و او بارمنستان فرار كرده پادشاه اين مملكت شد ( 16 م . ) و ليكن اردوان با قوّه‌اى او را از آنجا هم براند در اينحال وانان بسوريّه فرار كرده تحت الحمايه روم گرديد و روميها موافق قراريكه با فرهاد پنجم داده بودند در ارمنستان دخالت كرده آرتاكسياس « 1 » را پادشاه كردند اردوان از اين اقدام مكدّر شد و نامه‌اى به تىبريوس « 2 » امپراطور روم نوشت كه بسيار گزنده بود و بعد بارمنستان رفته ارشك پسر خود را به تخت آن مملكت نشاند تيبريوس از نامه اردوان سخت خشمگين شد و يكى از پسر هاى فرهاد را بسوريّه فرستاد تا جنگ خانگى در ايران برانگيزد و مردمان شمالى را مانند گرجيها « 3 » و غيره تحريك كرد كه بارمنستان حمله كنند آنها ارشك را گرفته كشتند و اردوان جنگ كرد ولى بهره‌مندى نيافت پس از آن پارتيها از موفق نشدن او در اينجا و جاهاى ديگر ناراضى شده خلعش كردند و تيرداد را بجاى او نشاندند اردوان به گرگان رفت و بعد از چندى موافقين او زياد شدند و او وارد تيسفون گرديده بتخت نشست امپراطور روم چون اوضاع را چنين ديد با عجله طالب صلح با ايران گرديد و بموجب قراردادى

--> ( 1 ) - ARTAXSIAS ( 2 ) - TIBERIUS ( 3 ) - گرجستان را در اين زمان يونانيها و روميها ايبرى ميناميدند و در زمان ساسانيان ايرانيان اين مملكت را ورژان و گرژان ميگفتند